برادرم شهادتت مبارک

 

نهاد «امر به معروف و نهی از منکر»،هنوز در انقلاب اسلامی تحقق نیافته است؛این را می‌شود در آخرین جمله‌ای که پدیده «شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله» برای رسانه‌ها گفت، فهمید.

آن جمله را گفت و دیگر تا شهادت، با هیچ میکروفونی سخن نگفت، شاید به این خاطر که این جمله، معجزه‌گون، به‌عنوان آخرین جمله او به یک آموزه ماندگار جامعه‌شناسی انقلاب اسلامی تبدیل شود… .

قضیه

■ پدیده ”شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله“، از آن بابت یک ”پدیده“ بود که از آغاز ماجرای مضروب شدن ایشان در تیرماه ۱۳۹۰، تا روز یک‌شنبه، سوم فروردین‌ماه ۱۳۹۳ که به شهادت رسید، آیینه‌ای شد که بسیاری از مسائل این جامعه را منعکس کرد. از دخترانی که از آزادی خود برای ول‌گردی شبانه استفاده می‌کنند، از پسرانی که از آزادی خود برای دختربازی استفاده می‌کنند، از مدیران نوزده…، نوزده…، نوزده… بیمارستانی که از آزادی خود برای نپذیرفتن بیماران رو به مرگ استفاده می‌کنند،عده ای جوان را که سوار برخودرو بوده و موسیقی غیرمجاز با صدای بلند گوش می دادند دعوت به آرامش (امر به معروف و نهی از منکر) کرد ولی این توصیه به مشاجره از سوی راکبان خودرو تبدیل شد و یکی از سرنشینان به نام احسان با ضربه چاقو این طلبه جوان را مجروح کرد. و از…

■ این پدیده، حالا حالاها جای تحلیل دارد…

■ شهید علی خلیلی، طلبه جوان ۱۹ساله‌ای که برای دفاع از دو دختر، به کمک رفته و مضروب شده بود، همان جوانی است که ۱۹ بیمارستان درمان او را قبول نکردند و بعد از سکته مغزی و در کما رفتن، خداوند به او جانی دوباره داد تا ۲ سال دیگر چشم در چشم مردم شهر راه برود تا شاید کسی خجالت بکشد! اما… ضاربان یا الآن دیگر باید گفت قاتلانش آزادند و او بعد از ۲ سال نمایش مظلومیت و مهجوریت امر به معروف و نهی از منکر، به فیض شهادت نایل شد.

 

نامه‌ای از شهید خلیلی خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شده است و او در این نامه نسبت به برخی اظهارات در قبال عملی که انجام داده سخن گفته است. او در نامه خود به رهبر معظم انقلاب نوشته است که :«آقاجان!بخدا دردهایی که می‌کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی‌گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟»

شهید علی خلیلی بعد از اتفاق آن شب نیمه شعبان که بر اثر پاره شدن شاهرگ گردنش به دلیل اصابت چاقو و ساعت‌ها طول کشیدن بستری شدنش در یک بیمارستان به بستر بیماری افتاد؛ در طول این چند سال با هزینه‌های عجیب درمان مواجه شد به گونه‌ای که خانواده او بخش قابل توجهی از سرمایه، خانه و وسایل زندگی خود را برای درمان او هزینه کردند.

 

 

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

وزیر بهداشت دولت قبل 25 میلیون رو برای درمان این شهید داد

اما دولت اصلاحات رو نمی دونم

32 میلیون که احتیاج بود...

نمیدونم!!!!!

/ 43 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مقدم شلمچه چهاربرج

چند سوالی که خداوند از تو نمی پرسد؟ 1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ 2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟ 3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ 4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟ 5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟ 6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟ 7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟ 8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟ 9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردا

سمیه

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن دلت را بتکان اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت سلام دوست عزیز صبح نیک

بهناز

اینقدر خودت رو نگیر … ! اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … ! وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد … فکر نکن که فوق العاده ای !!! شاید اون کم توقعه … . . . ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام ” دوستت دارم” های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم . . . برای بودنِ با تو غرورم پایمال شد تو هم اندکی احساس بگذار مساوی که نمی شویم حداقل به من نزدیک شو

پسر آبی

ما مرده پرستیم آری برادر این چنین است http://eb-rezvan.persianblog.ir/post/656

سمیه

آنگاه که غرور کسی را له می‌کنی؛ آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می‌کنی؛ آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می‌کنی؛ آنگاه که بنده‌ای را نادیده می‌انگاری؛ آنگاه که حتی گوش‌ات را می‌بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی؛ آنگاه که خدا را می‌بینی و بنده خدا را نادیده می‌گیری؛ می‌خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می‌کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ سهراب سپهری سلام دوست عزیز آدینه سبز و نیک

سمیه

تنها یک برگ مانده بود ، درخت گفت : منتظرت میمانم ! برگ گفت : تا بهار خداحافظ ! بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود . . ........................ مواظب گذرزمان باشیم مبادا شرمنده ی محبتهای سبز دوستانمان شویم سلام دوست عزیز صبح بهاری نیک

بهناز

مهم نیست کی مقصر است باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر *میلادباسعادت فاطمه الزهرا(س) و روز زن و روز مادر مبارک.* یادتون نره به مادرا تبریک بگید!!!!! عشق یعنی مادر صبریعنی یک زن نور یعنی دختر مهریعنی خواهر هرچه هستی روزت مبارک. البته خب شما مردی!!!! غصه نخور روز مرد نزدیکه!!!!

valehe

با نگاه زیبایت ب یادم می آری من عمری مدیونت هستم. حیف که نیستی.... این جا مانند تو کم است..... کاش تو را از یاد نبر که تو جانت را برای امنیت ما دادی دعایم کن برادر شهیدم...